انگشتانم صداي چکيدن مي دهد
نه که فکر کنيد قاتل!گوش به زنگ صداي نيفتادن چيزي
نه
انکار شايسته غرايزم نيست
عرضم را در کاغذ به شما نمي گويم
باشد براي مِن بعد به سفينه ليلي بياييد يوري گاگارين!
يکبار ديگر مرور مي کنم از قيود منتسب به گذشته
- ما به شعري رفته بوديم که عادت داشت راه راه بخندد،هاشور گريه کند،ابري فکر و خلاصه جهان را تعريف
بايد فکري به حال قلب دومم کنم
که پاپي کفش هايم نشده مي خواهد مويز شود
هواي جاده پس است پس از گذشتن از پيچ هرز
از اينجايِ به بعد را بايد خودتان برويد
بي کفش وپا بي دست وپا افتادومشکل ها
کاش مي توانستم قلم و کاغذ
که دل به دريا
به خيال آن تبر که راحتم کند.
ارديبهشت همه جهان شاد و خرم است
ارديبهشت ماست که اردي جهنم است