تبليغاتX
متولد نه و چهل و هفت دقیقه شب
مشعور

متنی که در زیر(احتمالن)می خانید قرار بوده است که ترجمه ای باشد از یک (به گمانم)شعر از" بکری طاهر" شاعر تونسی که در میانه راه به دلیل عدم امکان ترجمه و یا محتمل تر به دلیل دانش اندک من در زبان فرانسه تبدیل به یک اقتباس آزاد شده است.به هر رو متن قرانسه و (نا)برابر فارسی آن  آورده شده است تا ...

 

La ville qui monte

La ville qui descend

Et toi

Le passé qui remonte

Le présent qui redescend

Sans Tage

Sans Port

Tu attends

A Alfama

En suspens

Que se pose

Sur le toit de ton coeur

Peut-être une colombe

Ou la parole qui lève l’ancre

Ou que se lève le vent

Sans voiles

Ni statues

Ta barque

Toujours l’océan

 

 

شهری که برمی خیزد

شهری که سقوط می کند

و تو

گذشته ای که گیر می اندازد آدم را

و لحظه ای که باز  برمی خیزد

بی هدف

بی جایی برای پهلو گرفتن

تو انتظار می کشی

در آلفاما

معلق و بلاتکلیف

که پهلو می گیرد

بر دیوار قلبت

شاید فاخته ای

یا سخنی که لنگر می اندازد

یا چیزی که باد می اندازد

بی بادبان ها

بی تندیس ها

کرجی ات را

همیشه دراقیانوس 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 13:41  توسط علی کاظمی  |