متنی که در زیر(احتمالن)می خانید قرار بوده است که ترجمه ای باشد از یک (به گمانم)شعر از" بکری طاهر" شاعر تونسی که در میانه راه به دلیل عدم امکان ترجمه و یا محتمل تر به دلیل دانش اندک من در زبان فرانسه تبدیل به یک اقتباس آزاد شده است.به هر رو متن قرانسه و (نا)برابر فارسی آن آورده شده است تا ...
La ville qui monte
La ville qui descend
Et toi
Le passé qui remonte
Le présent qui redescend
Sans Tage
Sans Port
Tu attends
A Alfama
En suspens
Que se pose
Sur le toit de ton coeur
Peut-être une colombe
Ou la parole qui lève l’ancre
Ou que se lève le vent
Sans voiles
Ni statues
Ta barque
Toujours l’océan
شهری که برمی خیزد
شهری که سقوط می کند
و تو
گذشته ای که گیر می اندازد آدم را
و لحظه ای که باز برمی خیزد
بی هدف
بی جایی برای پهلو گرفتن
تو انتظار می کشی
در آلفاما
معلق و بلاتکلیف
که پهلو می گیرد
بر دیوار قلبت
شاید فاخته ای
یا سخنی که لنگر می اندازد
یا چیزی که باد می اندازد
بی بادبان ها
بی تندیس ها
کرجی ات را
همیشه دراقیانوس